چرا این لیست مهم است
هر ماه، نومدهای تازه به گروه تلگرام ما میپیوندند و همان سؤالها را میپرسند. عاشق پاسخ دادنیم. ولی بهترین نسخهٔ آن پاسخها این است: اشتباههایی که همهمان کردیم، فشردهشده در یک لیست که توی هواپیما میتوانی بخوانی.
اینها از اعضای واقعی جامعه میآید. هرکدامشان به کسی زمان، پول یا استرس بیجا تحمیل کرده.
۱. یک Airbnb یکماهه را بدون دیدن محله از قبل رزرو کردم
اشتباه: تعهد یک ماه کامل در تقسیم چون "روی نقشه مرکزی به نظر میرسید." تقسیم پرسروصدا، توریستی است و جایی نیست که نومدها کار کنند. یک ماه خواب بد و کافههای گران.
کاری که باید میکردم: ۳ تا ۴ شب در یک هتل یا Airbnb کوتاهمدت رزرو کن. آن چند روز را برای قدم زدن حضوری در کادیکوی، چیهانگیر و بشیکتاش استفاده کن. بعد ماهانهات را رزرو کن.
۲. سیمکارت را در فرودگاه خریدم
اشتباه: پرداخت ۱٬۲۰۰ TL برای سیمکارت توریستی Vodafone در باجهٔ فرودگاه استانبول. همان طرح Turkcell در یک فروشگاه شهری ۲۵۰ TL است.
کاری که باید میکردم: از وایفای فرودگاه برای پیام دادن به آشناهایت استفاده کن، بعد روز بعد در فروشگاه رسمی Turkcell در کادیکوی یا تقسیم سیمکارت بگیر. پاسپورتت را همراه ببر.
۳. از فرودگاه بدون BiTaksi تاکسی گرفتم
اشتباه: رانندهٔ تاکسی در خروجی ورودی فرودگاه یک "نرخ ثابت" ۱٬۵۰۰ TL تا کادیکوی پیشنهاد داد. کرایه با تاکسیمتر باید ۶۰۰ تا ۷۰۰ TL میبود.
کاری که باید میکردم: قبل از فرود BiTaksi را دانلود کن. کرایهٔ تخمینی را نشان میدهد و مسیر را ردیابی میکند. یا اتوبوس Havaist را با حدود ۲۵۰ TL بگیر.
۴. روز اول استانبولکارت نگرفتم
اشتباه: پرداخت نقدی تاکسی برای هر مقصد دو روز اول چون "بعداً مترو را یاد میگیرم." ۸۰۰ TL برای تاکسی خرج کردم که با حملونقل عمومی ۱۰۰ TL میشد.
کاری که باید میکردم: در اولین ایستگاه مترو یا سوپرمارکت Migros که میبینی یک استانبولکارت بخر. ۱۷۵ TL است و روی همه چیز کار میکند - مترو، اتوبوس، تراموا، کشتی.
۵. تلاش کردم از یک کافهٔ تصادفی کار کنم بدون اینکه اول وایفای را آزمایش کنم
اشتباه: سفارش یک صبحانهٔ کامل در یک کافهٔ زیبا در چیهانگیر، باز کردن لپتاپ، و کشف اینکه وایفای ۲ مگابیت با قطعیهای مداوم بود. یک صبح کار را از دست دادم.
کاری که باید میکردم: قبل از نشستن، fast.com را روی گوشیات باز کن. راهنمای کار اشتراکی ما بیش از ۱۵ کافه با وایفای آزمایششدهٔ قابل اعتماد لیست کرده.
۶. فقط در منطقهٔ توریستی غذا خوردم
اشتباه: خرج ۴۰۰ تا ۶۰۰ TL برای هر وعده نزدیک سلطاناحمد و بازار بزرگ در هفتهٔ اول. "غذای ترکی" عمومی با قیمت توریستی.
کاری که باید میکردم: در یک لوکانتا در هر محلهٔ مسکونی غذا بخور. یک وعدهٔ کامل با سوپ، غذای اصلی، سالاد و نان ۱۵۰ تا ۲۵۰ TL است. غذا هم بهتر است.
۷. هیچ ترکی یاد نگرفتم
اشتباه: فرض اینکه انگلیسی همهجا کار میکند. در کافههای مناسب نومدها کار میکند. در سوپرمارکت، پستخانه یا ادارهٔ مهاجرت نه.
کاری که باید میکردم: قبل از رسیدن ۱۰ تا ۲۰ عبارت پایه یاد بگیر. "Teşekkür ederim" (ممنون)، "Hesap lütfen" (صورتحساب لطفاً) و "Ne kadar?" (چقدر؟) ۸۰ درصد تعاملهای روزمره را پوشش میدهند.
۸. سمت آسیایی را کاملاً نادیده گرفتم
اشتباه: سه هفته در سمت اروپایی ماندم چون "همه چیز اینجاست." کادیکوی را کاملاً از دست دادم، جایی که بیشتر جامعهٔ نومدها واقعاً زندگی میکنند.
کاری که باید میکردم: روز دوم کشتی به کادیکوی را بگیر. در خیابانهای بازار قدم بزن. به فضای کار اشتراکی MOB سر بزن. شاید دیگر برای کار به سمت اروپایی برنگردی.
۹. آدرسم را ثبت نکردم
اشتباه: به صاحبخانهام نگفتم که آدرسم را در ادارات محلی ثبت کند. وقتی برای اجازهٔ اقامت اقدام کردم، ادارهٔ مهاجرت گفت آدرسم ثبت نشده و باید برگردم.
کاری که باید میکردم: از صاحبخانهات بخواه ثبت آدرس (nüfus müdürlüğü) را در هفتهٔ اول انجام دهد. این تعهد قانونی اوست. بیشتر در راهنمای اجارهٔ مسکن ما بخوان.
۱۰. در فرودگاه پول تبدیل کردم
اشتباه: در باجهٔ صرافی فرودگاه ۵۰۰ دلار تبدیل کردم. نرخ تبدیل ۸ درصد بدتر از نرخ بازار بود. حدود ۴۰ دلار همان لحظه از دست دادم.
کاری که باید میکردم: برای همهٔ تراکنشها از کارت Wise یا Revolut استفاده کن. نرخ واقعی تبدیل را میدهند. اگر لازم بود فقط از خودپرداز TL بکش، و پیشنهاد "تبدیل" خودپرداز را رد کن.
۱۱. به اندازهٔ کافی زود به جامعه نپیوستم
اشتباه: سه هفته تنها گذراندم، از کافههای تصادفی کار کردم، تنها غذا خوردم. هفتهٔ چهارم به گروه تلگرام پیوستم و بلافاصله به یک روز کار اشتراکی، یک دورهمی پشتبامی و یک تور پیاده دعوت شدم.
کاری که باید میکردم: قبل از رسیدن به گروه تلگرام بپیوند. خودت را معرفی کن. به رویداد بعدی بیا. این جامعه برای این وجود دارد که ماه اولت را راحتتر کند.
۱۲. بیش از حد چمدان بستم
اشتباه: دو چمدان بزرگ آوردم چون "شاید لازمش داشتم." استانبول همه چیز دارد. برندهای خوب، بازارهای ارزان، حتی یک IKEA برای پایههای آپارتمان.
کاری که باید میکردم: یک چمدان دستی و یک کوله. هرچه نیاز داری محلی بخر. اندازههای ترکی شبیه اروپایی است. بازارهای هفتگی پازار لوازم خانگی را ارزان میفروشند.
درس کلی
بیشتر این اشتباهها یک ریشهٔ مشترک دارند: با استانبول مثل یک مقصد تعطیلاتی برخورد کردن بهجای جایی که میخواهی یک روال بسازی. هرچه سریعتر از حالت توریست به حالت ساکن سوئیچ کنی، تجربهات بهتر میشود.
قبل از رسیدن راهنماها را بخوان. قبل از فرود به جامعه بپیوند. و قبل از اظهار نظر، بیش از یک هفته به این شهر فرصت بده.


